کوئیلو در آثار خود به شیطان و لزوم در نظر گرفتن او در زندگی روزمره میپردازد اما باید اذعان کرد که تصویری که کوئیلو از شیطان و قدرتهای او دارد در واقع بازخوانی اعتقاد بسیار پلید و منحرف شیطان پرستان است .
رهپویان هدایت: سه محور در نوشتههای کوئیلو در باب شیطان قابل ذکر است که به خوبی نشان دهنده گرایش کوئیلو است. این سه در کنار هم در نهایت به تقدس جایگاه شریرترین وجود عالم هستی از سویی و پذیرش نظام دوقطبی در عالم از طرفی دیگر منجر میشود .
وی از یک طرف حقیقت انسان را شرارت معرفی میکند! (شیطان و دوشیزه پریم) و از طرفی دیگر با معرفی خدای عاجز و منفعل! شیطان را در عرض خدا، در تدبیر هستی سهیم می داند. البته هستی و عالمیتاریک و سیاه که بیشتر با حاکمیت شیطان و تسلط او سازگار است .
چهره ای که پائولو کوئیلو از جهان به نمایش میگذارد چهرهای تاریک است که با چیرگی شرارت و ظهور پلیدیها همراه است . قواعدی که بر دنیا حاکم میداند نشان از تسلط نیروهای بی منطق و به دور از حکمت، بر جهان دارد که نوعی جبر تاریخی را با خود به جریان انداخته است .
از جمله تفرجگاههایی که کوئیلو از پرسه در آن خسته نمیشود و بارها آن را به ذهن مخاطب القاء میکند - نمایش جاوههایی از جبرگرایی - است. به همین سبب او در کشکولی که امروزه در رنگ و لعاب عرفان-بدلی- ساخته است هیچ گاه از تکرار و پردازش مفاهیم این عرصه دست بر نمیدارد و از آن لذت میبرد که این جبرگرایی کوئیلو نیز برای نشان دادن بیش از پیش قدرت شیطان بکار برده میشود.
گویا یکی از ماموریتهای کوئیلو از جانب برنامه ریزان اسرائیلی و امریکایی، جا انداختن این گونه مفاهیم است به گونهای که این دیدگاه دائما به صورت مختلف در داستانهای او تبیین میشود .
نشان دادن این که سرنوشت هر کس از پیش رقم خورده است، فاجعه همیشه رخ میدهد و انسان هیچ و پوچ است و هیچکدام از تلاشهای ما نمیتواند صف پلیدی را که منتظر ماست تغییر دهد و ...
بسیاری از این نقلهایی جبرگرایانه و شیطانی را میتوانید در کتاب شیطان و دوشیزه پریم مشاهده کنید . اما نکته دیگری که باید در مقوله شیطان گرایی کوئیلو به آن پرداخت، نشان دادن تصویری بی ضرر از شیطان به مخاطب است. او سعی کرده است که شیطان را موجودی امین! و یاور آدمیمعرفی کند.
کوئیلو در همنوایی کامل با دیدگاهای ضدخدا و شیطان پرستان ادعا دارد که شیطان هر چند بی ضرر است اما میتواند سرنوشت انسانها و جوامع را تغییر دهد و قدرت حلول و تصرف در جان و روان دیگران را دارد .
برداشت های پائولو کوئیلو و آنچه به مخاطبان خود القا میکند کاملا بی منطق و بدون پشتوانه علمیاست و تعریف او از شیطان کاملا تخیلی و غیر واقعی است . او در واقع نگاه شیطان گرایان را به شیطان باز خوانی و تایید میکند و حاضر نیست این نگاه منحرف و پلید را به نقد و بررسی بگذارد.